زهرا بهرامی که هفته ی گذشته در ایران اعدام شد، زندگی ناآرامی را پشت سرگذاشته بود. داستان فرار او از ایران، خودکشی دخترش، مشکل اعتیاد پسرش، اعدام برادرش، قاچاق مواد مخدر از سنت مارتین، پاسپورت های جعلی و سرانجام، اعدام خود او در تهران.
«آدری تیلبورگ» وکیل زهرا بهرامی هلندی-ایرانی بود. گرچه زهرا بهرامی پیش از این به خاطر قاچاق موادمخدر در هلند به زندان محکوم شده بود، تیلبورگ معتقد است که او در ایران با مواد مخدر سر و کار نداشته است. «دو هفتهی پیش او در تماس تلفنی با من به سر فرزندانش قسم خورد که مواد مخدر را در آپارتمان او جاسازی کرده اند و او آنقدر ساده لوح نیست که در ایران بخواهد به قاچاق مواد مخدر بپردازد».
مرد دیگر
زهرا در سال 1994 همراه پسرش به هلند آمد. آنها به عنوان پناهنده پذیرفته شدند. دو دخترش در ایران مانده بودند. در هلند او نام فامیلش را از «محرابی» به بهرامی تغییر داد. می گفت در غیر اینصورت نمی تواند به ایران بازگردد. از ایران گریخته بود زیرا همسرش او را طرد کرده بود. از دید او زهرا زن سبک سری بود که به او خیانت کرده بود.
زهرا به همراه پسرش ابتدا به کمپ پناهندگان و سپس به روستای «سپیکه نیزه» در حوالی رتردام رفت. او مخارجش را از طریق رقص و آواز هندی تامین می کرد. همچنین در مدرسه ی موسیقی روتردام نواختن سیتار را آموخت.
مواد مخدر و خودکشی
در سال 2000، یکی از دخترانش در ایران خودکشی کرد. پسرش که همراه او به هلند آمده بودٰ به مواد مخدر معتاد، و بیخانمان شد. چند بار به سرقت دست زد و دستگیر شد. در حال حاضر نیمی از مجازات زندانش را پشت سر گذاشته است.
زهرا بهرامی در زمان اقامت در هلندٰ از طریق ماهواره صحنه های اعدام ده ها تن در ایران را دید که تلویزیون ایران نشان می داد. زمانی که دید برادرش نیز جزو اعدام شدگان است، شوکه شد. او چیزی دراین مورد نمی دانست.
سال 2003، در فرودگاه «اسچی پول» در حالی که در چمدانش 16 کیلو کوکائین جاسازی کرده بود، دستگیر شد. مواد مخدر را از سنت مارتین به همراه آورده بود. او به سه سال زندان محکوم شد که یک سال آن تعلیقی بود. او می گوید قصد داشته با پولی که از این راه بدست می آورد، زندگی دخترش درایران را سر و سامان دهد.
زندگی نو
زهرا بهرامی پس از آزادی به ایران رفت تا دخترش را با خود به هلند بیاورد. به همراه دخترش مرز ایران و ترکیه را پشت سرگذاشت و از سفارت هلند در آنکارا تقاضای اقامت موقت برای دخترش کرد. تقاضای او با این استدلال که رابطه ی او با دخترش چندان هم تنگاتنگ نیست، رد شد. او 6 سال بود که دخترش را ندیده بود.
زهرا بهرامی سال 2006 با این امید که بتواند زندگی تازه ای را آغاز کند، به انگلستان رفت. از نظر سیاسی فعال شد و به حمایت از اپوزیسیون در ایران پرداخت. در این دوره هم چند بار به ایران سفر کرد.
یک سال بعد او در هلند با یک پاسپورت جعلی اتریشی دستگیر و در این رابطه هم به زندان محکوم شد.
در دسامبر 2009 بهرامی درتهران به دلیل شرکت در تظاهرات بزرگ دستگیر شد. در آغاز به جرم اقدام علیه دولت و مذهب. او در بخش مربوط به زندانیان سیاسی در زندان مخوف اوین زندانی شد.
اعلام جرم
سپس جرم در اختیارداشتن مواد مخدر به جرائم او افزوده شد. در آپارتمان او درتهران 400 گرم کوکائین پیدا شد. او در اختیارداشتن مواد مخدر را انکار کرد. دوستان و وکیل او هم معتقدند مواد مخدر در آپارتمان او قراداده شده تا او را تخریب کنند.
روز اول ژانویه 2011 بهرامی به اتهام دراختیار داشتن مواد مخدر به اعدام محکوم شد. روز 22 ژانویه سخنگوی وزارت خارجه ایران صدور این حکم را تائید کرد. سفارت ایران در هلند به «اوری روزنتال» وزیر خارجه ی هلند گفت این حکم پس از آن به اجرا در می آید که دادگاه، پرونده ی دوم او در باره ی فعالیت های سیاسی اش را بررسی کند. دادگاه پرونده ی دوم هرگز برگزار نشد. زهرا بهرامی 45 ساله، روز شنبه 29 ژانویه به دار آویخته شد.

























I share this news here,
thanks
http://www.khabarha.org/links/?ArticleId=2203
Hatman to hamOon adami hasti ke sandali ro az zire pash hol dadi!
Giram ke hame ye in chiza dorost o haghesh edam boode bashe, ama chera bedoone khabar dadan be khanevade? chera door az mahale zendegi dafn kardan bedoone hozoore khanevade?!
shayad delesh mikhast lahzeye akhar be khoonevadash harfi bezane? chizi bege... bara akharin bar bebine una ro?!
Omidvaram khodet too hamchin sharayete moshabehi dochar beshi, ta ye kam bi edalati ro motevajeh beshi!
نمیدانم شما در مورد خوانندگان اخبار خود چه تصوری دارید.
چطور 16 کیلو کوکائین و پاسپورتهای جعلی او در هلند جاسازی و ساختگی نبود.
فقط به ایران که رسید همه چیز ساختگی و جاسازی شد؟
چطور زندانهای شما در هلند که چند بار خانم بهرامی در آن زندانی شد و همین حالا هم پسرش زندانی است مخوف نیست ولی زندان اوین مخوف شده؟
معیار بزرگی تظاهرات در چیست که شما اعمال آشوبگران را تظاهرات بزرگ نامیده اید؟
دوستان خان بهرامی هم از جنس خودش بوده اند یعنی همان قاچاقچیان و جاعلان پاسپورت و غیره یا اعتبار بیشتری داشته اند که شما حرف آنها را حقیقت محض فرض کرده اید؟
علِّق